چرا؟

 

براداشتم قلم ورنگ و بومم را پس از سالها

ذهن احساسم خالی و سرد

 چه کنم؟با این  همه سردی

طرحی خالی از احساس نقش بستم بر سفیدی بومم

برداشتم دفتر و قلمم را پس از سالها

ذهن احساسم خالی و گنگ

 چه کنم؟با این  همه گنگی

شعر بی روحی سرودم بر خالی صفحه ی کاغذم

برداشتم نت ها وگیتارم را پس از سالها

ذهن احساسم خالی و بی شور

 چه کنم؟با این  همه بی احساسی

نوای بی رنگی زدم بر سیم های ناکوک گیتارم

 چه کنم؟با این همه خاموشی و خلوت

میروم و مینشینم  و می اندیشم

این همه شکستن را چراست؟

کاش میدانستم ؟

 

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
یاسر

.